![]() |
![]() |
|
| welcome to sunflower |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 23:52 توسط sunflower |
|
|
آیتی ایران - بسته به اینکه شما چطور حساب کرده باشید، وبی که در مقابل ماست 15 تا 17 سال از سنش گذشته است. هر چند که هنوز این نوجوان مورد بحث ما زمان زیادی را تا بزرگ شدن در پیشرو دارد اما در عین حال، آنقدر بزرگ شده است که بتوانیم در مورد لحظاتی از عمرش صحبت کنیم؛ لحظاتی کلیدی. این لحظات، روز، ساعت یا دقایقی هستند که همگان را شگفتزده کردهاند. لحظاتی که کارگردانان موفق آنها، هنگام دیدن نتیجه کاراشان (ایدهای نو، آغاز به کار یک سایت، فروش اولین محصول و یا ذخیره اولین اطلاعات) فریاد شادی سردادهاند. بجای ترتیب تاریخی ما این 15 داستان را بصورت صعودی بر اساس اهمیت آوردهایم:
15. Drudge Report در 17 ژانویه 1998، Matt Drudge افتضاح اخلاقی موسوم به Monica Lewinsky را منتشر کرد. یک روز پس از آنکه Newsweek افتضاح اخلاقی جدیدی در مورد کاخ سفید Clinton منتشر کرد، Matt در سایتش (www.drudgereport.com) داستان Monica Lewinsky (www.drudgereportarchives.com/data/2002/01/17/20020117_175502_ml.htm) را فاش کرد. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که اولین خبر داغی است که قبل از نشریات چاپی و رسانههای تصویری، بر روی وب منتشر شده است؛ و البته آخرین بار هم نبود. اتفاقاتی نظیر این باعث شد رسانهها خصوصاً رسانههای ضعیفتر به این موضوع پیببرند که با استفاده از روشهای سنتی نمیتوانند با سرعت انتشار این ابزار جدید یعنی وب رقابت کنند. برخی از آنها تصمیم گرفتند که عنوانهای خبری خود را قبل از چاپ بر روی اینترنت قرار دهند. حتی بعضی از آنها نسخه چاپی خود را کنار گذاشتند تا انحصاراً فقط بر روی اینترنت رسانهای با نام آنها وجود داشته باشد. در هر حال رسانهها به دو دسته تقسیم شدند: اول، رسانههایی که تلاش کردند خود را با تغییرات جدید وفق دهند و دوم، رسانههایی که بخاطر عدم مدیریت صحیح از صحنه کنار گذاشته شدند. دوره خبرهای اینترنتی آغاز شده بود. 14. Yahoo در فوریه 1994، Jerry و David سایت یاهو را راهاندازی کردند. در اوایل 1994، دانشجویان دکترای دانشگاه استنفورد، Jerry Yang و David Filo ، لیستی از سایتهای مورد علاقهشان را بر روی وب قرار دادند. اینکه در کدام روز فوریه بوده است در تاریخچه یاهو درج نشده است! (http://docs.yahoo.com/info/misc/history.html) اما میدانیم عنوان این لیست منتشر شده "Jerry and David's Guide to the World Wide Web" بوده است. در آپریل 1994 در سایت آنها عنوان دیگری قرار داده شد "Yet Another Hierarchical Officious Oracle" یا همان Yahoo که خیلی زود بر سر زبانها افتاد. سایت Yahoo را میتوان آغازگر دستهبندی سایتها در وب دانست. هنگامی که پوشش کامل اینترنت ناممکن بود Yahoo بعنوان یک پرتال اینترنتی امکان جستوجوی اینترنتی، عناوین خبری، پیامرسانها، پست الکترونیک، تصاویر، آگهیهای استخدام و موارد بسیاری دیگر را در خود جای داد. در حالی که دیگر پورتالهای مشهور آن زمان مانند Lycos و Excite یا در حال نزول بودند و یا توسط ماهیهای بزرگتر در حال شکار شدن بودند، این سایت همچنان به صعود خود ادامه میداد. هر چند که Yahoo در رقابت با Google چندان خوششانس نبود اما تاریخ وب شاهد موفقیتهای بسیاری است که در آنها نام Yahoo میدرخشد. 13. Blogging Katrina در ساعت 12 عصر 28 آگوست 2005، وبلاگ "The Survival of New Orleans " شروع بکار کرد. در حالی که طوفانهای ساحلی در نیواوریلنز این شهر را ویران میکرد Michael Barnes در وبلاگش (http://web.archive.org/web/20050905195504/http://mgno.com) اینگونه نوشت: "ما در طبقههای دهم و یازدهم یک آسمان خراش در خیابان پودراس، در سمت راست خیابان چارلز هستیم. در اینجا ژانراتور، کنسرو غذا و آب داریم. ما کلاً 5 نفریم. من مطمئن نیستم که ارتباط ما با اینترنت متصل باقی بماند. من یک دروبین و یک اسلحه همراه خود دارم... اینجا دائماً طوفان است و سرعتش بین 175 تا 215 کیلومتر بر ساعت است. طوفان باد را از سمت خلیج به سمت دریاچه میکشاند. شهر ممکن است هیچگاه به حالت قبل برنگردد. خودم میدانم، شاید این حرفها خیلی عارفانه باشند. "بنابراین شاهدی با یک نام کاربری فاجعهای طبیعیای که در آنجا میگذشت را روایت میکرد. برای 5 روز Barnes و دیگر همکارانش تلاش کردند تا از این طوفان فرار کنند و در طول این مدت گزارشات و تصاویری از پناهگاهشان و آنچه میگذشت در وب منتشر میکردند. دهها هزار شهروند اینترنتی هر روز به این وبلاگ میآمدند و گزارشاتی که در CNN و New York Times هم یافت نمیشد را میخواندند. این موضوع ثابت کرد که برخلاف تصور برخی، وبلاگها تنها نوشتههای درهم و نظرات پراکنده افراد مختلف نیستند؛ بلکه میتوانند آنقدر مهم و تأثیرگذار باشند که مطالبشان در تاریخ ماندگار شود. 12. eBay در سوم سپتامبر 1995،eBay اولین حراجش را انجام داد. مدت زیادی از زمانی که تنها راه فروش اثاثیه بدردنخور منزل، قرار دادنشان در حیاط برای فروش بود نگذشته است. چیزی که eBay آنرا دگرگون کرد. در حال حاضر دهها هزار شرکت کوچک و متوسط تجاری eBay را اصلیترین ویترین محصولات خود میدانند. بر اساس آنچه که eBay میگوید اولین چیزی که در eBay بفروش رسید یک اشارهگر لیرزی شکسته بود که به قیمت 14.83 دلار حراج شد. اما اینک، چندین میلیارد دلار ارزش نقل و انتقالاتی است که در این سایت انجام میشود. eBay اولین سایتی است که ایده کار اینترنتی را بنیانگذاری کرد. این نظر Chris Dellarocas، استاد تجارت دانشگاه مریلند است که بر روی ظهور کارهای اینترنتی تحقیق میکند. چیزی که ما را به جهانی مجاری سوق میدهد که از طریق آن میتوانیم یک کار پیدا کنیم و یا در مدرسهای ثبتنام کنیم و شاید هم بتوانیم همکلاسی قدیمی خود را بیابیم. "واقعیتی که eBay از طریق آن توانست بازاری را ایجاد کند که 60 میلیون نفر در آن فعالیت کنند، تلاشهای اساسی و پایهریزی شدهای بوده است." Dellarocas ادامه میدهد: "آنها آن را به اندازه کافی قابل اعتماد ایجاد کردهاند که من بتوانم پولم را برای مردی در آلمان که تا کنون او را ملاقات نکردهام ارسال کنم و مطمئن باشم که او محصولش را برایم ارسال خواهد کرد. این باعث میشود که ما با هر کس و در هر مکان بتوانیم معامله کنیم." 11. Wikipedia 15 ژانویه 2001، Wikipedia اولین پستش را ارسال کرد. همه میتوانند کارشناس باشند. این موضوع کاملاً در Wikipedia ثابت شده است. دایرةالمعارفی آنلاین، که هر کس بیتوجه به تخصصش میتواند مطلبی به آن اضافه و یا مطالبی از آن را ویرایش کند. Wikipedia در حال حاضر 2 میلیون مقاله به انگلیسی (7 میلیون در مجموع) از Aaargh! (یک بازی کامپیوتری) گرفته تا ZZZap! (یک برنامه تلویزیونی برای کودکان) در خود جای داده است. Wikipedia مجموعهای بیپایان از بحثها، ویرایشها، بازنگریها و آرشیوهاست. نتیجه آن، گسترش مطالبی مختلف و بدون سانسور است که کاربران هنگام جستوجوی یک موضوع از طریق موتورهای جستوجوگر در اولین نتیجه جستوجو به آنها وارد میشوند. مؤسس این سایت Jimmy Wales ، موضوع اولین پست این سایت را بخاطر ندارد. ولی میگوید اولین جملهای که در نرمافزار Wikipedia تایپ کردم عبارت "Hello World!" بود. "من فکر میکنم Wikipedia نتیجه طرز تفکر مردم در مورد موضوعات مختلف است؛ همانطور که مثلاً در مورد پیاده کردن امنیت در یک جامعه میاندیشند." Wales ادامه میدهد: "ما به شدت مراقب دروازههای اطلاعاتی بودیم. اما Wikipedia حرکتی برای باز کردن این دروازههاست تا به شما اطمینان دهد که میتوانید براحتی اطلاعاتی اضافه کنید و اطلاعاتی سانسور نشده را بخوانید." 10. Friendster مارچ 2003، Friendster ارتباطات را برقرار کرد. My Space (www.myspace.com) و Facebook (www.facebook.com) هر دو از بهترین سایتهای شبکه اجتماعی هستند. اما نام هیچکدام از این دو اینجا نبود اگر Friendster (www.friendster.com) وجود نمیداشت. در مارچ 2003، درهای دیجیتال آن بسوی عموم باز شد. این سایت آغازگر شبکههای اجتماعی تحت وب بود. سازنده این سایت، Jonathan Abrams ایده ساخت این سایت را زمانی میداند که برخی سایتهای کمارزش دوستیابی را دیده بود. او میگوید: "من میخواستم کاربران یک تجربه متفاوتی در اینترنت داشته باشند بنحوی که بین این دنیای آنلاین و واقعی ارتباط واقعی وجود داشته باشد. در واقع زندگی واقعی آنها را بهمراهشان به اینترنت بیاورد." در جولای 2003 Friendster، 1 میلیون کاربر داشت. اما Friendster بسیار آهستهتر از رقبابش پیش میرفت و برخی تصمیمات غلط هم این وضعیت را بدتر کرد. با این حال Friendster در حال حاضر هم یکی از اصلیترین سایتهای ارتباطات اجتماعی تحت وب است. همچنین Abrams سایت Socializr (www.socializr.com) را ایجاد کرد؛ سایتی که مردم کمک میکند تا برنامههای روزمره خود را در دنیای واقعی برنامهریزی کنند. 9. Craigslist در 24 اکتبر 2005، Craig Newmark لیست خود را منتشر کرد. همانند بسیاری از اتفاقات مهم تحت وب، Craigslist با یک پروژه غیرتجاری شروع شد. در مارچ 1995، Craig Newmark که یک مهندس کامپیوتر در شرکت Charles Schwab سانفرانسیسکو بود محل کارش را ترک میکند. او لیست ایمیلی ایجاد میکند که اعضای آن میتوانستند مطالب مورد علاقهشان را در خصوص جزیرهشان با دیگر اعضا به اشتراک بگذارند. "آن روزها، از این که میدیدم مردم در شبکه چقدر به یکدیگر کمک میکنند تحت تاثیر قرار گرفته بودم." او میگوید "از طریق همین ایمیلها در حالی که لیست اعضا در حال افزایش بود مردم نیز شروع به ارسال مطالبی در خصوص اجاره آپارتمان، کار و سایر موضوعات کردند." در اکتبر همان سال او لیست را بر روی اینترنت برای استفاده همگان منتشر کرد. در سپتامبر 1997 این لیست به سایت Craigslist.org تغییر نام پیدا کرد. در اوایل 1998، این سایت مبلغ کمی بابت هزینههای تبلیغ کار دریافت میکرد اما در عین حال بسیاری از تبلیغات دیگر کاملاً رایگان بر روی سایت قرار میگرفتند. و بالاخره در سال 1999، این سایت شروع به پرداخت حقوق به پرسنلش کرد. در حال حاضر 450 نسخه محلی Craigslist در 50 کشور دنیا وجود دارد و بیش از 25 میلیون نفر هر ماه از آنها بازدید می کنند. این سایت نسخه اینترنتی نیازمندیهایی است که تا پیش از آن تنها در روزنامهها منتشر میشد. 8. Oddpost در 16 فوریه 2003، سرویس وبمیل Oddpost شروع بکار کرد. تا سال 2003 هر کس که ایمیل در Yahoo یا Hotmail داشت در کنار آن هم یک نرمافزار مدیریت ایمیل هم روی کامپیوترش نصب بود. و دلیل آن هم این بود که کار کردن با خود وبمیل بسیار طاقتفرسا و زمانبر بود. ایجاد هر تغییری در اینباکس و یا حذف اسپم محتاج طی مراحل مختلف و کلیکهای متعدد بود. Oddpost نرمافزاری تحت وب ایجاد کرد که کار کردن با آن مثل این بود که آن نرمافزار بر روی هارد کامپیوترتان نصب شده. مدتی بعد Yahoo این شرکت را خریداری و از تکنولوژی آن برای سرویس وبمیلهایش استفاده کرد. Oddpost بسیاری از چیزهایی که تا قبل از آن تنها از طریق نصب برنامه بر روی هارد انجام میشد را شبیهسازی کرد (از طریق زبانهای تحت وب، نظیر AJAX و Ruby on Rails). برای اولین بار از نرمافزارهای واژهپرداز، صفحهگسترده و ویرایشگر تصاویر که همه آنها تحت وب بودند پرده برداشت و اینگونه برنامه های تحت وب رایج شدند. 7. URL در 23 جون 1983، DNS متولد شد. از Paul Mockapetris، Craig Partridge و در آخر از Jon Postel متشکریم که باعث شدند مجبور نباشید برای ورود به سایت PC World عدد 70.42.185.10 را تایپ کنید (این عدد IP سایت PC World است). آنها از طریق DNS (Domain Name System)، واسطی ایجاد کردند که کاربران بجای آدرسدهی عددی (12 عدد در مبنای 2) میتوانند نام سایت را برای ورود به آن تایپ کنند. پس از وارد کردن این نام، مرورگر با مراجعه به سرورهای DNS (که وظیفه آنها نگهداری نام ماشین و آدرس IP آنها است) معادل عددی آنرا پیدا کرده و به این ترتیب از طریق مسیریابها ارتباط بین کامپیوتر کاربر و سایت مربوطه برقرار میشود. در یکی از روزهای جون 24 سال قبل، زمانی که اولین آدرس DNSی تست شد Mockapetris این موضوع را از طریق ایمیل اعلام کرد. او میگوید: "هیچکس فکر نمیکرد این موضوع اینقدر مهم باشد و بهمین خاطر ما حتی یک دوربین هم همراه خودمان نیاورده بودیم که از آن روز که بعدها بسیاری از آن یاد کردند عکس بگیریم." پس از آن، 8 سال قبل از ایجاد WWW (World Wide Web) ماشینهای دیگری به شبکه اضافه شدند. اما امروز تعداد آنها بیش 130 میلیون است. بدون استفاده از DNS، برای آدرس دهی، این وبی که در حال حاضر پیش روی ماست وجود نمیداشت. 6. مرورگر گرافیکی در ساعت 1 عصر 15 مارچ 1993، مرورگر گرافیکی متولد شد. Marc Andreessen و Eric Bina هر دو از دانشجویان معمولی دانشگاه Illinois بودند. زمانی که آنها اعلام کردند نسخه آزمایشی گرافیکی Mosaic تحت ویندوز برای دانلود آماده است نمیدانستند این کار آنها چه تاثیری در مسیر حرکت اینترنت دارد. طراحی قابل قبول بود؛ بجای اینکه تصاویر در پنجرهای جدا باز شوند در میان نوشته جا میگرفتند. نسخه Mosaic مورد استقبال گرفت و نسخههای تحت سیستمهای عامل دیگر نیز طراحی شد. تقریباً یکسال پس از این ماجرا Andreessen با Silicon Graphics قرارداد همکاری بست (که بعدها به Netscape تغییر نام پیدا کرد). مایکروسافت مجوز استفاه از کد NCSA Mosaic برای اولین ویرایش Internet Explorer را خریداری کرد. تکامل مرورگرها آغاز شد و اینترنت که پیش از آن تنها شامل متنهای ساده بود بهسوی چندرسانهای شدن پیش رفت. 5. Amazon 16 جولای 1995، Amazon تجاری شد. سایتی که عنوان آن "بزرگترین انبار کتاب" است داستانهای بسیاری در خصوص مراحل تکاملش در خود جای داده است. مثلاً داستان زمانی که Jeff Bezos (بنیانگذار سایت Amazon) در ماشینی که همسرش، Mackenzie در حال رانندگی در مسیر منهتن و سیاتل بود، طرح تجاری خود را بر روی کاغذ مینوشت. یا زمانی که Bezos میخواست نام سایتش را Abra Cadabra بگذارد اما دوستانش میگفتند که Cadabra شبیه Cadaver (جسدی که برای تشریح از آن استفاده میشود) است و او را از این نامگذاری منصرف کردند. یا تبدیل گاراژی در واشنگتن که اولین مرکز Amazon شد و در آن زنگی وجود داشت که قرار بود هر زمانی که محصولی فروخته میشود آن زنگ به صدا درآید. بر اساس برنامه زمانی رسمی این سایت (http://phx.corporate-ir.net/phoenix.zhtml?c=176060&p=irol-corporateTimeline) اولین زنگی که به صدا در آمد مربوط به فروش کتابی با عنوان " Fluid Concepts & Creative Analogies: Computer Models of the Fundamental Mechanisms of Thought" بود. خوشبختانه فروش این سایت محصولات دیگر (بجز کتاب) نظیر موزیکهای قابل دانلود و همچنین فیلمها را نیز در بر میگیرد. این سایت انقلابی در دنیای تجارت تحت وب و خارج از آن ایجاد کرد و از سایتهایی بود که با شروع یک پروژه عجیب به موفقیت رسیدند. 4. LO! در ساعت 10:30 عصر 29 اکتبر 1969، اولین کلمه برای روی شبکه جابجا شد. قبل از تولد وب، اینترنت بصورت بسیار سادهای وجود داشت، و قبل از اینترنت نیز آرپانت بوجود آمده بود. اهداف ایجاد آرپانت به قبل از 1960 باز میگردد، پروژهای که بسیار عقبتر از برنامه زمانی پیشبینی شده تا قبل از 1969 آماده بهرهبرداری نشد. بالاخره در عصر 29 اکتبر، پروفسور Len Kleinrock، ارتباط یک مینفریم در یوکلا را به یکی از مراکز تحقیقاتی استنفورد از طریق یک خط اختصاصی تلفن برقرار کرد. برای تست برقراری ارتباط، Kleinrock با دانشجویانش در یوکلا قرار گذاشته بود که در ابتدا کلمه "LOG" را ارسال شود و پس از دیافت این کلمه ماشین مقابل در جواب کلمه "IN" را ارسال کند. این محقق حروف L و O را ارسال میکند اما قبل از اینکه بتواند حرف G را هم بفرستد سیستم دچار مشکل شده و قفل میکند. تلاش بعدی با موفقیت انجام شد اما این کلمه "LO" بود که بعنوان اولین کلمه جابجا شده بر روی شبکه در تاریخ ثبت گردید. همانند جمله "What hath God wrought?" که Samuel Morse برای تست تلگرف از آن استفاده کرد و یا جمله "Watson, come here, I need you." که Alexander Graham Bell برای اولین بار در تلفن گفت. " Morseو Bell از ما باهوشتر بودند." این جمله را Kleinrock در مصاحبهای در سال 2004 گفت. او ادامه میدهد: "آنها میدانستند که کاری تاریخی انجام میدهند. ما فقط مهندس بودیم و تلاش میکردیم که کارمان را درست انجام دهیم." 3. Google در 7 سپتامبر 1998، Google شروع بکار کرد. در سال 1995، هنگامیکه Sergey Brin و Larry Page در دانشگاه استنفورد یکدیگر را ملاقات کردند (www.google.com/corporate/history.html) علاقه زیادی به یکدیگر نداشتند. در ژانویه 1996، این دو وارد یک پروژه دانشجویی مشترک شدند. هدف این پروژه بهبود عملکرد موتورهای جستجوگر اینترنتی از طریق لحاظ کردن تعداد استفاده از لینک بازگشت یا همان Back در اولویتبندی نتایج جستوجوهای بعدی بود. در اوایل 1998 آنها یک دیتابیس اینترنتی در خوابگاه Larry، با هدف جمعآوری اطلاعات در خصوص لینکهای بازگشت به راه انداختند. یکی از اولین کسانی که پیشنهاداتی در خصوص این پروژه به آنها داد David Filo، یک از مؤسسان Yahoo بود (این سایت، یکی از موتورهای جستجوگر آن زمان بود.) که شاید هنوز هم افسوس این حماقتش را بخورد! در سپتامبر 1998، شرکت گوگل ثبت شد و در دره سیلیکون پا به دنیای تجارت گذاشت تا مرحله دوم فعالیت خود را آغاز کند. بر خلاف آنچه که بسیاری از صاحبان شرکتهای داتکامی آن زمان (که بسیاری از آنها از بین رفتهاند) تصور میکردند گوگل معتقد بود که پرسنل میتوانند از راه دور با شرکت همکاری کنند و شرکت هم سودآور باشد. با قرار دادن حق رای به کاربران برای امتیاز دهی سایتها، گوگل در واقع به نرمافزاری تحت عنوان "وب 2" در کنار وب واقعی تبدیل شد. در سال 2004 سهام این این شرکت در بورس ارائه شد. و بالاخره در سال 2006 انتشارت دانشگاه آکسفورد رسماً کلمه گوگل را به لیست لغات لغتنامه خود اضافه کرد و بعنوان یک فعل معنای آن را جستجو در اینترنت قرار داد (www.resourceshelf.com/2006/06/29/dictionaries-the- june-issue-of-the-oxford-english-dictionary-newsletter-is-now-online-google-as-a-verb-now-in- oxford-english-dictionary/). 2. Netscape در ساعت 9:30 صبح 19 آگوست 1995، Netscape وارد بورس شد. بدون شک Netscape مرورگر خوبی بود. در تابستان 1995 در یک روز پربحث، هر سهم Netscape از 28 تا 75 دلار بفروش رسید (http://cgi.netscape.com/newsref/pr/newsrelease34.html). Netscape نسبت به سایر شرکتهای اینترنتی که سهام خود را در بورس عرضه کرده بودند، نظیر Yahoo (آپریل 1996)، Amazon (می 1997)، eBay (سپتامبر 1998) و برخی دیگر وضعیت بهتری داشت. در آن زمان کسی نمیدانست این شرکتها چگونه اینگونه سرمایهدار میشوند. و البته بسیاری از سایتها هم نتوانستند که نمونه آن نابودی بسیاری از سایتهای داتکامی در سال 2000 بود. اما پس از آن مروگر Netscape متوجه رقیبی سرسخت یعنی همان Internet Explorer مایکروسافت شد و جنگ مرورگرها آغاز شد. در نوامبر 1998، AOL Time Warner، Netscape را خریداری میکند. نام این مرورگر یادآور داستان Open-Source و پرتال AOL است. 1. ظهور WWW در 25 دسامبر 1995، وب وارد دنیای آنلاین شد. مهمترین لحظهای که به محض بوجود آمدن وب در تاریخ آن ثبت شد. در صبح کریسمس 1990، Tim Berners Lee و Robert Cailliau در مرکز تحقیقاتی CERN در ژنو، ارتباط اینترنت را با اولین وبسرور برقرار کردند و بدین اینگونه هدیه کریسمسی باارزش به تمام کاربران آن دادند. بر اساس آنچه که در سایت Living Internet (www.livinginternet.com/w/wi_lee.htm) آمده است Berners Lee در ابتدا برای اینکه بتواند سریعتر صفحات مشخصات صدها پروژه، نرمافزار و سختافزار مورد استفاده در بخش انرژی فیزیکی CERN ژنو مشاهده کند برنامهای نوشته بود که از طریق سیستم Hyperlink این ارتباطات را ساده میکرد. در سال 1990 Lee مرورگر سادهای طراحی میکند که بر اساس سیستم Hyperlink کار میکرد. او و Cailliau در ادامه اولین صفحه وب را با عنوان "لیست تلفنهای مؤسسه CERN" ایجاد میکنند. در آگوست همان سال، Lee اختراعش را به جهان یا حداقل بخشی از آن نشان میدهد (http://groups.google.com/group/alt.hypertext/msg/395f282a67a1916c). در اواخر سال 1992 تعداد وبسرورها 50 عدد بود که این تعداد در دو سال بعدش به 2500 عدد رسید و این روند رشد ادامه یافت. اولین تلاشها تنها برای برقرار ارتباط بود اما امروزه با وجود بیش از 130 میلیون سایت دیگر وب ابزار اصلی زندگی روزمره ماست. که بر اساس Netcraft این تعداد هر ماه 5 درصد افزایش پیدا مییابد (http://news.netcraft.com/archives/web_server_survey.html). وب دیگر هیچ جنبهای از زندگی ما را دست نخورده باقی نگذاشته است. این همان واقعیتی است که باعث میشود شما این مقاله را از روی صفحه مانیتور بخوانید نه از روی کاغذ. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 23:41 توسط sunflower |
|
|
|||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 11:34 توسط sunflower |
|
مجهز شدن بلاگفا از (ir) شما می توانید وبلاگهایی که از بلاگفا پیروی میکنند و فیلتر شده اند بگزرید و وبلاگ مورد نظر رو مشاهده کنید:برای این کار کافیه فقط به اخر ادرس url خود مراجه کنید و بجای com پسوند ir بزارید |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 21:9 توسط sunflower |
|
|
تهرانی ها … به زودی MMS دار می شوید.
رئیس هیات مدیره ی مخابرات خبر داد تا قبل از عید ۸۷ سرویس GPRS حداقل برای تهرانیها فراهم میشه . همونطور که می دونین سیستم مخابرات ایران از GSM ۲ بهره گرفته که تنها هنرش ارسال SMS است که رئیس هیات مدیره ی مخابرات عرض کردن که در آغاز کار بخش تلفن همراه سرمایه ی لازم برای ایجاد شبکه ای استاندارد فراهم نبود و به همین دلیل تا به حالا GPRS تلفن همراه فعال نشده .
این در حالیه که اپراتور دوم در ابتدای ظهورش دامنه ی تبلیغات خودش رو تنها به همین موضوع اختصاص داده بود ولی هنوز هم نتوانسته محبوبیت لازمش رو به دست بیاره که این فقط به دلیل کیفیت تقریبا پایین آنتن دهی اون توی اغلب شهرها است . این چنین که معلومه ایرانسل بیشتر به جای تمرکز روی سرمایه گذاری برای بالا بردن کیفیت شبکه رو بالا بردن فروش سیم کارتها زوم کرده . احتمالا هم تا قبل از GPRS ای شدن اپراتور اول اپراتور سوم هم قرار هست وارد دور بشه که به گفته ی مسئولین این اپراتور نسل سوم خدمات رو ارائه میده . در مجموع انگار قراره ;که کل کشور GPRS ای بشه که اولویت با تهرانیهاست و در اوایل سال ۱۳۸۷ هم شهرستانیها به این گروه اضافه میشن امیدوارم که این خبر هم مانند ارسال شبکه های تلویزیونی روی موبایل تخیلی نباشه که بعد خودشون بیان ماست مالیش کنن. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 1:35 توسط sunflower |
|
|
تو عکس بالا اگه چرخش دختر رو در جهت عقربه های ساعت ببینید از نیمکره راست مغزتان استفاده می کنید و اگه برعکس ببینید از نیمکره ی چپ مغزتان استفاده می کنید اگه به اختیار خودتون بتونید جهت چرخش دختر رو عوض کنید از IQ بالايي برخورداريد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 11:6 توسط sunflower |
|
|
ساعت 11:30 شب است. بسيار خسته است، به طوری كه چشمانش باز نمیشوند. فردا هم از همان اول صبح كلی كار دارد. اما مگر میتواند بدون چك كردن ايميلهايش بخوابد؟ پای رايانهاش مینشيند و به اينترنت وصل میشود. با خود میگويد: فقط نيم ساعت. بعد میخوابم. چند ايميل چك میكند و چندتا هم جواب میدهد. دو سه نفر از دوستانش آنلاين هستند. شروع به صحبت با او میكنند. همزمان مشغول خواندن خبرهای روز در سايتهای مختلف است. ناگهان به طور تصادفی چشمش به گوشه پايينی سمت چپ مانيتور میافتد و ساعت سيستم را میبيند. ساعت 2:30 بامداد است و او هنوز بيدار است. تا به حال اين اتفاق برای شما افتاده است؟ اگر پاسخ مثبت است، بايد بگويم كه علائم يك بيماری اينترنتی يعنی اعتياد به وب يا WebAddiction در شما به چشم میخورد. هنگامی كه مرور كردن وب، ايميل زدن، بازی، خريد، دريافت موسيقی، و چت كردن با كار و يا زندگی اجتماعی يك فرد تداخل ايجاد كنند، زمانی است كه مشكل آغاز شده است. روانشناسان و محققان در نقاط مختلف جهان مشغول بررسی اين مشكل هستند، تا افراد مقدار زمانی را پشت رايانههايشان به سر ببرند كه مشكلی برای آنها پيش نياورد. مطابق تحقيقات جديدی كه در دانشگاه فلوريدا انجام شده و در تاريخ 7 آگوست منتشر شده است، برای تست اعتياد به وب بايد به 5 سوال پاسخ داد و برای به خاطر سپردن اين 5 سوال بايد كلمه Mouse را كه حرف ابتدای اين سوالال است، در ذهن ثبت كرد. اين نكات و سوالات عبارتند از:
محققان دانشگاه فلوريدا اين نكات را پس از ارزيابی روانشناسانه حضوری و رودررو روی 20 داوطلبی كه احساس میكردند دچار اين مشكل هستند و 17 دانشجو با سطوح مختلف استفاده از اينترنت، به دست آوردند. داوطلبان همگی افرادی بودند كه در هفته بيش از 30 ساعت آنلاين بودند و مدت زمان استفاده غير ضروری آنها از اينترنت 10 برابر بيش از زمان مورد استفاده برای كار يا تحصيل بود. جالب است بدانيد مطابق تحقيقات انجام شده حدود 25 تا 50 درصد از وابستگی شديد و اعتياد به وب و اينترنت، در محل كار ايجاد میشود كه اين نكته نشان میدهد اين عده از افراد برای شركت در فعاليتهايی كه ربطی به كارشان ندارد، حقوق میگيرند. بنابراين تحقيقات، هركارمند بيش از يك روز كامل كاری را در هر هفته به مرور صفحات وبی میپردازد كه ربطی به كارش ندارد. از طرف ديگر، سر زدن به سايتهای مختلف و گوناگون از سوی كارمندان باعث به خطر افتادن شبكههای داخلی شركتها میشود و احتمال نفوذ ويروس، كرمهای اينترنتی و كدهای خطرناك را به اين شبكهها بالا میبرد. مشكل ديگری كه در اين مواقع ايجاد میشود، ترافيك بالاست. هنگامی كه يك يا چند نفر از كارمندان مثلا در حال ديدن يك فيلم يا گوش دادن به يك آهنگ از روی شبكه هستند. ترافيك ايجاد شده باعث میشود تا ساير افراد دسترسی سريع و مناسب به اينترنت نداشته باشند. اين دلايل باعث میشود تا شركتهای مختلف به فكر استفاده از فايروال و كنترل دسترسی كاركنان به اينترنت بيفتد تا بتوانند كارايی را بالا ببرند و امنيت شركت خود را حفظ كنند. البته در همين زمان بعضی از افراد عقيده دارند استفاده زياد از اينترنت بد نيست. جفری كل (Jeffrey cole) مدير دانشگاه كاليفرنيا، مركز لس آنجلس برای سياستهای ارتباطی در اين باره میگويد: گذراندن زمانهای طولانی و زياد روی اينترنت برای بعضی افراد در انجام كار، تحصيل و يا نوآوری بسيار مفيد و مناسب است. شما چه فکر میكنيد؟ آيا به عنوان يك كاربر اينترنت ميزان حضور خود روی شبكه را مناسب میدانيد؟ به نظر میرسد در صورتی كه آنلاين بودن باعث بروز مشكل در انجام كارها و زندگی اجتماعی شود، بايد آن راكنترل كرد. زندگی در دنيای سايبر نمیتواند و نبايد جايگزين زندگی در دنيای واقعی شود. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 0:4 توسط sunflower |
|
|
سی دی های دزدی بیداد میکنند! بيش از يك سوم سيديهايي كه در تمام دنيا خريداري ميشوند دزدي هستند! البته با توجه به سختگيريهاي بينالمللي شديد، اين رقم هر سال كاهش مييابد. مسئولان نظارت برتكثير قانوني سيديهاي موسيقي ميگويند هرسال ميلياردها دلار صرف توليد بيش از 100000 آلبوم موسيقي در سراسر جهان ميشود و دزدي و كپيبرداري غيرقانوني، ضرر هنگفتي به صنعت موسيقي وارد ميكند. در سال 2004، بيش از 2/1 ميليارد نسخهي غيرقانوني از آلبومهاي موسيقي به فروش رفته است. حتا در كشورهاي پيشرفتهاي مانند كانادا و كرهي جنوبي، تعداد نسخههاي غيرقانوني سيديهاي موسيقي كه به فروش ميرسد، برابر با تعداد نسخههاي اصل است. -------------------------------------- فاكتور فرم BTX، تحولي در آرايش كامپيوتر سالهاست كه كنسول يا كيس (Case)ها و مادربْردهاي (بْردهاي اصلي) منطبق با استاندارد ATX، جايگزين مدلهاي AT شدهاند. عليرغم مزايايي كه نسبت به «فاكتور فرم» ( Form Factor ) AT دارد، توليدكنندگان قطعات كامپيوتر را در محدوديتهاي متعددي قرار داده و مانع از گسترش فنآوريهاي مدرن شده است. فاكتور فرم BTX با هدف حذف محدوديتها و نقايص ATX، براي اولين بار در همايش IDF 2003 توسط اينتل پيشنهاد شد و رفته رفته شاهد فراگير شدن آن خواهيم بود. در اين مقاله قصد داريم كيسها و مادربْردهاي منطبق بر استاندارد BTX را بررسي و با مدلهاي ATX مقايسه كنيم. مقدمهاي بر BTX واژهي BTX مخفف Balanced Technology eXtended، فاكتور فرم آيندهي كامپيوترهاي روميزي خواهد بود. مبتكر اصلي اين فنآوري شركت اينتل است و هنوز هيچ يك از شركتهاي بزرگ صنعت كامپيوتر از آن پشتيباني نكردهاند. فاكتور فرم هر كامپيوتر، تعيين كنندهي نوع كيس، مكان قرارگيري قطعات بر روي مادربْرد و مكان نصب منبع تغذيه و نوع كانكتورهاي آن است و به توليدكنندگان قطعات مختلف كامپيوتر اطمينان ميدهد كه محصول آنها با ديگر قطعات كامپيوتر سازگار است. براي مثال، در استاندارد ATX، كيس با مادربْرد ATX كاملاً مطابقت ميكند؛ چرا كه سازندهي كيس دقيقاً ميداند مكان درگاههاي ورودي/خروجي (I/O Panel) يا شيارهاي گسترش مادربْرد در كجاي كيس خواهد بود. همچنين توليدكنندهي مادربْرد نيز ميداند كه چه تعداد جاي پيچ بر روي مادربْرد خود تعبيه كند و هر يك از آنها را در چه مكاني قرار دهد. فاكتور فرم، علاوه بر استانداردسازي كيس و مادربْرد، شامل منبع تغذيهي كامپيوتر نيز ميشود و كانكتورهاي ارتباطي آن با ساير سختافزارها و مكان قرارگيري آنها در داخل كيس را تعريف ميكند. فاكتورفرم BTX، تغييراتي اساسي در طراحي مادربْرد و كيس ايجاد كرده است تا تهويهي بهتري براي پردازنده، مجموعه تراشهي (Chipset) مادربْرد، كارت گرافيك فراهم سازد. اين قطعات در طراحي جديد طوري چيده شدهاند تا به ترتيب اهميت، در مسير جريان هواي عبوري از داخل كيس قرار بگيرند. علاوه بر اين، در استاندارد BTX از حداكثر فضاي مفيد داخل كيس استفاده شده است تا كيسهايي با ابعاد كوچكتر از آنچه در دسترس ماست توليد شوند. در فاكتور فرم BTX، سيستم خنكسازي دروني كيس با يك «خنككنندهي مركزي» ( Thermal Module ) استاندارد شده است. اين خنككننده وظيفه دارد جريان ثابتي از هواي تازه را در درون كيس ايجاد كند، در حالي كه ميزان سر وصداي آن به حداقل رسيده است. با بهرهگيري از جريان هواي پيوسته، ديگر لزومي به استفاده از پنكه (Fan)هاي پر سر و صدا براي مجموعه تراشهي مادربْرد يا حتا پردازندهي كارت گرافيك نيست. در ادامه به بررسي تفاوتهاي عمدهي فاكتور فرمهاي BTX و ATX ميپردازيم. سيستم خنكسازي BTX در فاكتور فرم ATX، براي تهويهي هريك از قطعات مهم كامپيوتر كه نياز به خنكسازي دارند، از يك پنكهي مستقل استفاده ميشود. بنابراين در يك كامپيوتر مدرن ممكن است بالغ بر پنج پنكهي قدرتمند بر روي قطعات مختلف ديده شود كه هر يك به نوبهي خود نياز به توان مصرفي با ارزشي دارند و سر و صداي زيادي را توليد ميكنند. به اين ترتيب، بخش عمدهاي از توان توليدي منبع تغذيه صرف خنكسازي فضاي دروني كيس خواهد شد و تواني كه به ساير قطعات ميرسد، محدوديتي در عملكرد و كارايي آنها ايجاد ميكند. در فاكتور فرم BTX، طراحي سيستم خنكسازي طوري است كه حداقل با دو پنكهي قدرتمند ميتوان تمام قطعات و سختافزارهايي را كه نياز به تهويه دارند خنك كرد. يكي از اين دو پنكه در داخل منبع تغذيه تعبيه شده است و ديگري در «خنككنندهي مركزي» قرار دارد. برخلاف انتظار، پردازنده در كامپيوترهاي مبتني بر استاندارد BTX از يك پنكهي اختصاصي استفاده نميكند و تهويهي گرماگير (Heatsink) آن اصليترين وظيفهي «خنككنندهي مركزي» است. در داخل كيس BTX، «خنككنندهي مركزي» هوا را از منفذهاي جلوي كيس به داخل گرماگير پردازنده ميدمد. سپس جريان هوا را به سمت مجموعه تراشهي مادربْرد و پردازندهي كارت گرافيك PCI Express هدايت ميكند و سرانجام هواي گرم از پشت كيس تخليه ميشود. براي تسهيل اين روند و حداكثر استفاده از جريان هواي توليد شده، طراحي مادربْردهاي BTX نسبت به ATX به كلي تغيير كرده است. سوكت پردازنده در جلوي مادربْرد قرار گرفته است تا پردازنده، اولين قطعهاي باشد كه توسط جريان هواي داخل كيس تهويه ميشود. علاوه بر اين، سوكت پردازنده 45 درجه دوران يافته است، طوري كه يك گوشهي آن درست در مقابل «خنككنندهي مركزي» قرار گيرد. با اين چرخش، هوا در هر دو طرف گرماگير پردازنده به جريان ميافتد تا حرارت به طور مؤثرتري جذب شده و پس از آن جريان هواي پيوستهاي به ساير قطعات برسد. در تصوير شمارهي «2»، مسير جريان هوا پس از دوران سوكت پردازندهي مركزي (CPU) نشان داده شده است. تاكنون از سوي اينتل دو مدل گرماگير براي پردازندههايي كه بر روي مادربْردهاي BTX سوار ميشوند پيشنهاد شده است (تصوير شمارهي «3»). مدل اول براي پردازندههاي گران قيمت كه حرارت زيادي توليد ميكنند طراحي شده و شامل يك استوانهي بزرگ آلومينيومي مشبك است. شيارهاي مارپيچ تعبيه شده در داخل آن، جريان هوا را با هر زاويهاي به راحتي از خود عبور ميدهد. مدل ديگر براي پردازندههاي ميان قيمت طراحي شده و شامل يك مكعب مستطيل آلومينيومي مشبك است. در هر دو مدل، گرماگير از منفذهاي افقي و عمودي متعددي براي عبور جريان هوا بهره ميبرد تا سطح تماس آلومينيوم گرماگير با هوا به حداكثر برسد. كيسهاي BTX طراحي اين كيسها با كيسهاي رايج ATX تفاوتهاي زيادي دارد. مكان درگاههاي ورودي و خروجي و شيارهاي گسترش در پشت كيس تغيير كردهاند و در جلوي كيس BTX، مكاني براي نصب «خنككنندهي مركزي» تعبيه شده است. اين مكان به كمك دريچههاي مشبك، با هواي بيرون كيس در ارتباط است. در پشت كيس نيز دريچهي مشبك ديگري براي خروج جريان هواي گرم در نظر گرفته شده است. اين دو دريچه به شيوهاي در مقابل هم قرار ميگيرند كه مانع گردش اشتباه جريان هوا در داخل كيس شوند. كيسهاي BTX در مدلهاي ايستاده (Tower) و خوابيده توليد خواهند شد. از نظر ظاهر، كيسهاي ايستاده شبيه به كيسهاي ATX هستند. با اين تفاوت كه مادربْرد در ديوارهي سمت چپ كيس نصب ميشود. طراحي منحصربهفرد سيستم خنكسازي در فاكتور فرم BTX، كيسهاي خوابيده را بيشتر رواج خواهد داد و كامپيوترها را از نظر ظاهري كوچك و جمع و جورتر ميكند. مادربُردهاي BTX علاوه بر تغييراتي كه در مكان قرار گرفتن سوكت پردازنده روي مادربْرد ايجاد شده است، تغييرات اساسي ديگري نيز در مكان ساير اجزاي مادربْرد شكل گرفته است. چون اين مادربْردها بر روي ديوارهي سمت چپ كيس نصب ميشوند، درگاههاي ورودي و خروجي و شكافهاي گسترش از سمت چپ مادربْرد (در فاكتور فرم ATX) به سمت راست آن تغيير مكان دادهاند. مادربْردهاي BTX همگي مجهز به شيارهاي گسترش PCI Express هستند. شيار PCI Express X16 در اين مادربْردها در مكاني قرار دارد كه پردازندهي كارت گرافيك نصب شده روي آن را در جريان هواي داخل كيس قرار دهد. علاوه بر اين، بْرد كارت گرافيك همانند يك ديوار، مانع پراكنده شدن جريان هوا و نفوذ آن به قسمت هاي پاييني كيس ميشود. اين طراحي لطف زيادي به توليدكنندگان كارت گرافيك خواهد كرد. در حال حاضر آنها در طراحي سيستم خنككنندهي پردازندهي كارت گرافيك، جريان هواي گسستهي داخل كيس ATX را در نظر قرار نميدهند و مجبور به استفاده از يك سيستم خنككنندهي پر قدرت و گران براي كارت خود هستند. مجموعه تراشههاي پل شمالي و پل جنوبي اين مادربْردها، با فاصلهي نسبتاً كمي از هم (به ترتيب اهميت) در سمت راست پردازنده قرار گرفتهاند تا پس از آن، در جريان هواي توليدي توسط «خنككنندهي مركزي» قرار گيرند. با اينكه ماژولهاي حافظه در مادربْردهاي BTX در مسير اصلي جريان هوا قرار نگرفتهاند، اما با چرخش 90 درجه نسبت به وضعيت آنها در استاندارد ATX، همانند كارت گرافيك ديوارهاي براي جلوگيري از پراكندگي جريان هوا به وجود آوردهاند. همچنين نزديكي آنها به منبع تغذيه و خنككنندهي داخلي آن، در تهويهي تراشههاي حافظه مؤثر است. بخشي از جريان هوايي كه توسط «خنككننده مركزي» توليد ميشود به زير مادربْرد هدايت ميشود. اين جريان هوا در تهويهي اجزاي ديگر مادربْرد مؤثر است كه بخش اعظم آن به داخل گرماگير پردازنده دميده ميشود و آن را خنك نگه ميدارد. بخشي ديگر نيز از لبههاي گرماگير پردازنده به جريان هواي خارج شده از داخل گرماگير ميپيوندد و به سوي گرماگير مجموعه تراشهي پل شمالي مادربْرد هدايت ميشود. به اين ترتيب تا پس از تهويهي آن، در مسير خود، پردازندهي گرافيكي و همچنين مجموعه تراشهي پل جنوبي مادربْرد را نيز خنك ميكند. و در پايان، جريان هواي گرم از بالاي درگاههاي ورودي/خروجي در پشت كيس خارج ميشود. «خنككنندهي مركزي» به دليل استفاده از يك پنكهي قدرتمند، ميتواند به تنهايي اين چرخه را به گردش در آورد. با اين حال در پشت كيس نيز مكاني براي نصب يك پنكهي ديگر تعبيه شده است تا در كامپيوترهايي كه درجه حرارت داخل كيس زياد است، خارج كردن جريان هواي گرم از دريچهي خروجي پشت كيس راحتتر شود. انواع مادربُردهاي BTX فاكتور فرم BTX، مادربْردها را بر حسب اندازه به سه گروه تقسيم ميكند: BTX، MicroBTX و PicoBTX. مادربْردهاي گروه BTX مادربْردهاي استانداردي هستند كه ميتوان روي آنها حداكثر امكانات جانبي و تجهيزات را پيدا كرد. اين مادربْردها در داخل كيسهاي ايستادهي BTX جا ميگيرند. گروه MicroBTX شامل مادربْردهاي ارزان قيمتي است كه حداقل امكانات جانبي و شيارهاي توسعه را دارند و ميتوان آنها را علاوه بر كيسهاي ايستادهي BTX، در كيسهاي خوابيده نيز جا داد. گروه PicoBTX شامل مادربْردهاي ارزان قيمتي است كه براي كاربرد خاص طراحي شدهاند. مصرفكنندگان عمدهي آنها سازندگان قطعات اصلي (OEM) هستند. مادربْردهاي اين گروه بهترين گزينه براي كامپيوترهاي كوچك يا SFF (فاكتور فرم كوچك) به شمار ميروند. در كامپيوترهاي كوچك فعلي، استاندارد مشخصي در طراحي مادربْرد رعايت نميشود. بنابراين مادربْرد ATX يك كامپيوتر كوچك، با كيس SFF سازندهي ديگر سازگار نيست. كيسهاي PicoBTX استانداردي را براي تمام توليدكنندگان كامپيوترهاي كوچك به ارمغان ميآورند كه به كمك آن مشكل سازگاري محصولات توليدكنندگان مختلف با هم برطرف خواهد شد. در طراحي كيسهاي خوابيدهي PicoBTX، ارتفاع تا حد ممكن كاهش يافته است. بنابراين در آنها ديسكگردانهاي نوري باريك (Slim) كه در كامپيوترهاي كتابي استفاده ميشوند، كاربرد دارد. همچنين كارت گرافيك به دليل ارتفاع زيادش در آنها به صورت افقي بر روي يك Riser كه به مادربْرد متصل است سوار ميشود. منبع تغذيهي كيسهاي BTX فاكتور فرم BTX هيچ تغييري در خصوصيات منبع تغذيه و كانكتورهاي ارتباطي آن ايجاد نكرده است و از اين نظر كاملاً مشابه منبع تغذيهي كيسهاي مدرن ATX (با استاندارد ATX12V نسخهي 01/2) است. اين استاندارد در مادربْردهاي ATX بر پايهي «مجموعه تراشه»هاي سري 900 اينتل كاربرد دارد و امروزه كانكتورهاي متفاوت آن را بر روي مادربْردهاي فوق مشاهده ميكنيم. عمدهترين تفاوت استاندارد جديد با منبع تغذيههاي ATX كه از آنها استفاده ميكنيم در كانكتور ارتباطي منبع تغذيه با مادربْرد است؛ كه به تعداد پينهاي آن 4 واحد اضافه شده است. اين چهار پين اضافي ولتاژهاي 3/3 ولت، 5 ولت و 12 ولت را به مادربْرد ارسال مي كند. 4 پين اضافه شده به كانكتور ATX 20pin را با چهار پين 12 ولتي كه مجبور به استفاده از آنها در تمام مادربْردهاي پنتيوم 4 هستيم اشتباه نگيريد. ولتاژهايي كه 4 پين اضافه شده به كانكتور 24pin ATX براي مادربْرد ارسال ميكنند، در كانكتور ATX 20pin هم تعبيه شدهاند. بنابراين مادربْردهايي كه از اين استاندارد بهره ميبرند با كانكتور ATX 20pin هم كار ميكنند. ------------------------------------- چه ميكند اين ايكسباكس 360 !
گفته ميشود بازار سياه ايكسباكس 360 به شدت رونق گرفته است و خريداران خوششانس صدها دستگاه از اين كنسول را در حراجي eBay بيش از دو برابر به فروش ميرسانند. طبق بررسيهاي به عمل آمده، حدود 1500 كنسول ايكسباكس 360 در حراجي با قيمتي حدود 1000 دلار (910 هزار تومان) به فروش ميرساند، در حالي كه قيمت اصلي آن با تجهيزات جانبي حود 480 دلار (440هزار تومان) است. فروش اين كنسول در انگليس كه در اوايل ماه دسامبر 2005 شروع شد، به دليل ارسال كم محمولهي ارسالي به اين كشور با مشكل روبهرو شد، بهطوري كه باعث شد هزاران نفر از شيفتگان كه شب تا صبح در كنار فروشگاههاي عرضهكننده لحاف و تشك پهن كرده بودند،دست خالي و نااميد به خانههايشان بازگردند. اين قضيه در مورد ژاپن و خود ايالات متحده هم اتفاق افتاد. مايكروسافت، ايكسباكس 360 را سرآغاز عصر تازهاي بازيهاي ويديويي ناميده است. اما اين كنسول كه وضوح تصوير واقعي بالايي دارد، با مشكلاتي نيز هنگام بازي همراه است. عرضهي اين كنسول در آمريكا از 22 نوامبر 2005 شروع شد و به غول نرمافزاري جهان اين مكان را داده است تا از رقيبان اصلي خود سوني و نينتندو جلو بيفتد. در واقع مايكروسافت با كنسول جديد خود ميخواهد بازار 25 ميليارددلاري بازيهاي كامپيوتري را در اختيار خود بگيرد. بنابر گفتهي مسئولان سوني و نينتندو، اين دو شركت قصد دارند كنسولهاي جديد خود را در سال جاري ميلادي به بازار بفرستند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم آبان 1386ساعت 2:28 توسط sunflower |
|
|
افزايش ارزش سهام شرکت ياهو! در پی گزارش رسانهها مبنی بر ادغام احتمالی شرکتهای کامپیوتری یاهو! و مایکروسافت، سهام شرکت کامپیوتری یاهو! 14 درصد افزایش یافته است. گزارشهایی که در آمریکا انتشار یافته حاکی از این است که مایکروسافت علاقهمند پیوستن شرکت کامپیوتری یاهو! به مایکروسافت، از طریق معاملهای است که ارزش آن میتواند به 50 میلیارد دلار برسد. در سالهای اخیر موضوع ادغام دو شرکت کامپیوتری مورد بحث همواره مطرح بوده و طبق گزارشها، سال گذشته مذاکره برای ادغام این دو شرکت شروع شده است. خبر احتمال ادغام دو شرکت سبب شد که ارزش سهام یاهو! 9/9 درصد افزایش یافته و به 30 دلار و 98 سنت برسد. ولی شایعهي ادغام موجب شد که از ارزش سهام مایکروسافت یک درصد کاسته شود. یک تحلیلگر در اينباره میگوید با توجه به مبلغ قابل توجهی که برای خرید یاهو! مطرح است، یک چنین ادغامی بعید به نظر میرسد ولی نوعی همکاری در زمینههایی مانند تبلیغات و آگهی، عملیتر خواهد بود. مت روزف، از بخش اطلاعات کامپیوتری مایکروسافت میگوید چون فرهنگ این دو شرکت کامپیوتری متفاوت است، خرید یاهو! توسط مایکروسافت بعید خواهد بود. مت روزف میافزاید: «من نمیدانم یاهو! چه چیزی از این معامله عایدش خواهد شد به خصوص که در شرکت کامپیوتری یاهو!، کسانی هستند که نمیخواهند با مایکروسافت کار کنند.» مایکروسافت و یاهو! در حال حاضر در بازار موتورهای جستوجوگر چند میلیارد دلاری، عقبتر از موتور جستوجوگر گوگل قرار دارند. در سه ماههي گذشته، از میزان سود یاهو! 11 درصد کاسته شده، موضوعی که باعث ناامیدی تحلیلگران نسبت به عملکرد این شرکت شده است. یاهو! اخیراً به امید اینکه بتواند فروش آگهی را افزایش دهد سیستم نرمافزاري جدیدي را به راه انداخت ولی میگوید سود حاصل از راهاندازی این سیستم، تا سه ماه دیگر معلوم نخواهد شد موضوع تقلب در موتورهای جستوجوگر مشکل اينجاست که در بعضی موتورهای جستوجوگر بايد روی صفحهي دوم فهرست نتايج کليک کرد تا بتوان سايت مورد نظر را يافت. موتورهای جستوجوگر معمولاً بسيار مفيد و ساده هستند. اما اخيراً برخی وبلاگنويسها کار را خراب کردهاند: مثلاً وقتی شما عبارت «ورشکستهي بدبخت» را جستوجو ميکرديد، سايت وب رسمي جورج بوش در کاخ سفيد ميآمد. اين مثال نشان ميدهد که حتا بزرگترين موتورهای جستوجوگر هم ميتوانند مورد سوءاستفاده قرار گيرند. بهطورکلی شبکهي اينترنت چيزی نيست جز مجموعهای از صفحات مرتبط به هم. اگر شما به دنبال چيزی ميگرديد، موتورهای جستوجوگری نظير گوگل، اسک و ياهو! نخست صفحههايی را مييابند که به نظر ميرسد بيش از بقيه به موضوع مورد نظر شما ارتباط دارند. در مرحلهي بعدی، نتايج اين جستوجو بايد به نحوی اولويتبندی شوند. يکی از مهمترين عوامل تعيين کنندهي ترتيب و اولويتبندی فهرست نتايج، تعداد سايتهاي وبي است که به هر يک از اين سايتها لينک شدهاند. هر چه تعداد ارجاعها و لينکهای يک سايت بيشتر باشد، اهميت آن نيز بيشتر مفروض ميشود. برای نمونه چون بسياری از مردم از بیبیسی نقل قول ميکنند و يا به آن لينک ميدهند، سايت وب بیبیسی در موارد متعددی در صدر نتايج جستوجوها قرار دارد. يک جنبش زيرزمينی وبلاگنويسها از اين واقعيت سوءاستفاده کرده و يک «بمب لينکی» درست کرده است. اين وبلاگنويسها همديگر را تشويق ميکنند که به سايت وب رسمي بوش لينک بدهند و آن را «ورشکستهي بدبخت» بنامند. مجموعهي اين لينکها الگوريتم يا سيستم محاسبات عددی موتورهای جستوجوگر را فريب داده بهطوري که اين جستوجوگرها گمان ميکردند که سايت وب رسمي جورج بوش بيش از ساير سايتهاي وب با «ورشکستهي بدبخت» مرتبط است. موتورهای جستوجوگر در ابتدا به اين مسئله توجه چندانی نشان ندادند زيرا نميخواستند در سيستم جستوجو سانسور ايجاد کنند. آنها موتور جستوجوگر گوگل که «دروغگو» را به سايت وب تونی بلر نخست وزير بريتانيا مرتبط ميکرد هم سانسور نکردند. بمبهای لينکی معمولاً خاصيت خود انهدامي دارند. يعنی هنگامي موفق هستند که بقيهي سايتهای پرطرفدار به آنها لينک ميدهند و به اين ترتيب اين سايتها از بمب لينکی پرطرفدارتر شده و آن را از صدر فهرست نتايج حذف ميکنند. آپوستولوس گراسوليس يکی از مبتکرين فنآوری جستوجوی اسک دات کام ميگويد: «من فکر نميکنم که اين اصلاً مشکلی باشد. اين تنها يک سرگرمي است.» وی ميافزايد: «علت اينکه ما اين سايتها را حذف نميکنيم اين است که مادامي که ما نتايج مرتبط برای بيشتر جستوجوهايی را که مردم تايپ ميکنند ارايه ميدهيم همه چيز درست است.» «تأثير اين نوع بمبارانها ناچيز است. شايد تنها دو سه نمونه باشد.» گوگل سعی کرد که با تغيير سيستم الگوريتم بمب لينکی را پيدا کند و «ورشکستهي بدبخت» را حذف کند. اما در موتورهای جستوجوگر ديگر نظير اسک اين عبارت همچنان در صدر نتايج جستوجو قرار دارد. بمب لينکی در واقع دستاوردی داشته که همهي شرکتهای تجاری به دنبال آن هستند و آن اين است که در صدر جستوجوی گروه مربوط به خود قرار داشته باشند. فادی شومن که بازارياب اينترنتی است در اين باره ميگويد بهترين جا برای يک شركت، مرکز نتيجهي جستوجو است که به آن نتيجهي جستوجوی طبيعی نيز ميگويند. وی ميافزايد: «شما ۸۰ درصد از کليکهايی را که روی سايتهاي وب ميشود از طريق اين نتايج جستوجوی طبيعی دريافت ميکنيد.» بهينهسازی هنگامي حاصل ميشود که يک سايت وب هم حداکثر لينک را با سايتهاي وب ديگر داشته باشد و هم برای موتورهای جستوجوگر نمايان باشد. اما بهينهسازی موتورهای جستوجوگر يک وجه تاريک هم دارد. در فوريهي سال ۲۰۰۶ شركت آلمانی بیامو بر سر سايت وبش وارد معرکهای شد. مشکل اين بود که سايت وب اين شركت پر از لغات کليدی بود که مشتريان نميديدند اما برای موتورهای جستوجوگر قابل مشاهده بود. اين لغات کليدی برای اين در سايت وب گنجانده شده بودند که ردهبندی آن را ارتقا دهند. گوگل مقرراتی عليه اينگونه شعبدهبازیها دارد: «مطالبی که به موتورهای جستوجوگر ميدهيد بايد با مطالبی که به کاربران خود ميدهيد يکی باشد.» گوگل وقتی به حيلهي بیامو پی برد، سايت وب آن را از موتور جستوجوگر خود حذف کرد تا اينکه اين شركت مجبور شد سايت وب خود را مجدداً طراحی کند. اين نبردی است که بين موتورهای جستوجوگر و بهينهسازها که ميخواهند از سيستم موجود حداکثر بهرهبرداری را برای مشتريان خود بکنند در جريان است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 23:39 توسط sunflower |
|
|
افرادی بسياري هستند که علاقمند به رايانه و کار با آن هستند و در واقع برخی افراد نوعی ارتباط عاطفی با رايانه خود برقرار کرده اند. این افراد از رايانه خود به عنوان یکی از بهترین دوستان خود نام می برند و البته تا حدودی نیز این مساله قابل درک است. امکاناتی که رايانه در اختیار کاربر خود قرار می دهد و به ويژه خصوصیت تعاملی و واکنش آن نسبت به دستورات و درخواستهای انسان از رايانه وسیله ای محبوب ساخته است. اما چنین حسی در نهایت حس علاقه انسان به ابزار است. شبیه نقاش یا خوش نویسی که قلم خود را دوست می دارد و هنوز فاصله زیادی میان اینگونه احساسات با احساس دوستی دو انسان وجود دارد.
اما می توان پیش بینی کرد که به زودی رايانه از قالب یک ابزار خارج شده و تبدیل به یک دوست خواهد شد. رايانه هایی که مثل یک دوست با انسانها ارتباط برقرار می کنند با آنها صحبت می کنند، مشورت می دهند یا مشورت می گیرند و حتی در بحرانهای عاطفی به انسانها دلداری می دهند. صحبت از داستانها یا فیلمهای علمی و تخیلی نیست حتی صحبت از فاصله ده ها ساله نیز نیست. در حقیقت اکنون نیز بخش بزرگی از آنچه برای دوستی رايانه با انسان لازم است، فراهم شده است.
دوربینهاي دیجیتالی جدید قدرت تشخیص چهره از یک تصویر کلی را دارند. نرم افزارها و حتی سایتهای نیز هستند که با آنالیز عکسها و کمی معلومات انسانی هویت چهره های درون تصویر را تشخیص می دهند. در سیستم عامل ویندوز یا حتا در برخی از موبایلها امکان تبدیل صوت به متن یا برعکس را می توانید ببینید و امروزه نرم افزارهایی وجود دارند که قدرت تحلیل صدا و تشخیص هویت سخنگو را دارند.
اگر کمی در اینترنت جستجو کنید، روباتهای نرم افزاری را خواهید یافت که با استفاده از الگوریتمهای هوش مصنوعی با شما چت می کنند. آنها با استفاده از الگوریتم تحلیل زبان و NLP و همچنین درک مطلب تا حدودی متوجه آنچه برایشان می نویسید می شوند و در همين حال با سوالهایی در خصوص موارد مبهم از شما اطلاعات بیشتری می گیرند. برخی از آنها حتا در تماسهای بعدی نیز شما را به خاطر می آورند. البته هنوز پاسخهای ناقص و ماشینی آنها ثابت می کند که فاصله زیادی با نتیجه ایده آل دارند. اما مهم این است که این فناوریها ایجاد شده اند و اکنون به راحتی در دسترس هستند.
اگر ترکیبی از این فناوریها را در نظر بگیریم، می توانیم رايانه ای را فرض کنیم که چهره شما یا افراد خانواده شما را با استفاده از وب کم تشخیص می دهد. صدای آنها را استفاده از میکروفن گرفته و تبدیل به متن می کند و روبات نرم افزاری هوشمند آن با توجه به سوالها یا صحبتهای شما پاسخهای مناسب را تهیه و با استفاده از فناوری تبدیل متن به صدا پخش می کند. روبات نرم افزاری در عین حال همچنان در حال یادگیری و اضافه کردن معلومات خود نیز خواهد بود. حالا رايانه ای خواهیم داشت که وجود انسان را تشخیص می دهد و با انسان حرف می زند و تا حدودی حرف او را می فهمد و با استفاده از حرفهای انسان شبکه معلومات خود را گسترده تر می کند. او بعد از مدتی اسم دوستان شما، نوع ارتباط و نظرتان درباره تک تک آنها را خواهد فهمید و یا در جریان مشکلات تحصیلی یا کاری شما قرار می گیرد و چه بسا که با استفاده از بانک معلومات خود مشاوره هایی نیز در این زمینه به شما بدهد. ممکن است به عنوان یک واسطه یا دوست خانوادگی با افراد خانواده ارتباط برقرار کند و مثلا نیازها و خواسته های جوانترها را به اولیای آنها بگوید. کاربردهای زیادی برای چنین دوستی می توان متصور بود اما همچنان که اشاره شد، آنچه جذابيت آنرا بیشتر می کند در دسترس بودن و آمادگي بسیاری از فناوریهای مورد نیاز براي برخورداري از چنین دوستی رايانه ای است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 0:23 توسط sunflower |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در حبابی محبوس از خاطرات , اين مائيم که در انتظار فردا , اکنون و ديروز خود را از ياد برده ايم . من در تلاشم که به باور خود برسم و تو از مرز اطراف مي گذري. ياد تو مرا به سمتي برده است که از صداي آفرينش لبريز است . تو مي گذري و حيات, ترانه اي است که از تنهائي من آسماني پرستاره مي سازد . حرفي ندارم که به پايان ببرد باور تنهائيم را.
باسلامsunflower قصد دارد با ارائه ي اين وبلاگ انگيزه اي براي علاقه مند شدن به IT در خود ايجاد کند و تاحدودي با آن آشنايي پيدا کند و به افرادي مثل خودش هم کمکي ناقابل کرده باشد. لازم به ذکر است که براي پيمودن اين مسير و رسيدن به هدف مطلوب به نظرهاي معقول و همراهي همه ي مراجعه کنندگان وبلاگ نيازمند است. به sunflower خوش آمديد. |
| پیوندهای روزانه |
|
چشمهای خیس وبلاگ شخصی سجاد فقط خدا خلوت سرای گل آفتابگردان خاطرات خیس خورشید تاریک تهران مهربونم... طب سنتی کلبه ی دوستی روناش آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
تامل چه خبر؟ کامپیوتر فناوری اطلاعات دروس اصلی فناوری اطلاعات |
| پیوندها |
|
بدو بيا چت فارسي!!! عشق سنج فروش الکترونيکي موبايل فال روزانه |
|
RSS
|